خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





2

هفت هشت ساله‌م که بود می‌رفتم پیش خواهرم می‌گفتم به من صد تومن می‌دی؟ ابرواشو می‌داد بالا خیلی اعصاب‌خوردکن می‌گفت نه. می‌گفتم بده ديگه. می‌گفت نمی‌دم. می‌گفتم بده ديگه خواهش می‌کنم. می‌گفت نه. می‌گفتم توروخدا بده ديگه می‌خوام بستنی بخرم. می‌گفت نه‌خیر. می‌گفتم بده ديگه. می‌گفت نه نمی‌دم. می‌گفتم خواهش می‌کنم بده ديگه. می‌گفت نه. می‌گفتم ینی نمی‌دی؟ می‌گفت نه. می‌گفتم پس گوه. بعدم تو چشماش خیره می‌شدم که عکس‌العملشو ببینم. ا
این مطلب تا کنون 326 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
326 بازدید
2

3

مامان الان زنگ زد برداشتم گفتم جان مامان جان. گفت بابام. گفتم جان بابا جان. گفت چرا بیداری تو این وقت شب؟ گفتم بابا جان الان زنگ زدین همینو بپرسین؟ گفت نه ببین این رمز وای‌فای چی بود؟ گفتم شماره تلفنم ديگه، بدون صفر. گفت بدون صفر؟ گفتم آره ديگه بدون صفر اولش. گفت آههها، ممممم، خب پس بذار کاغذ قلم بیارم یادداشت کنم.
این مطلب تا کنون 307 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
307 بازدید
3

گفتگو بنده با خدای مهربان

گفتم گرفتارم خداگفتی ك آزادت كنمگفتم گناه كارم خداگفتی ك عفوت میكنمگفتم خطاكارم خداگفتی ك میبخشم خطاگفتم جفاكارم خداگفتی وفایت میدهمگفتم صدایت میكنمگفتی جوابت میدهمگفتم ز پا افتاده امگفتی بلندت میكنمگفتم نظر بر من نماگفتی نگاهت میكنمگفتم بهشتم میبری؟گفتی ضمانت میكنمگفتم ك ادعونی بگمگفتی اجابت میكنمگفتم ك من شرمنده امگفتی ك پاكت میكنمگفتم ك یارم میشویگفتی رفاقت میكنمگفتم ندارم توشه ایگفتی عطایت میكنمگفتم دردمندم خداگفتی مداوایت كن
این مطلب تا کنون 66 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
66 بازدید
گفتگو بنده با خدای مهربان

سبد کالا

سوار تاکسی شدم، کنارم یکی بود که دستش مرغ و روغن بودخلاصه بدجور جا تنگ شده بودگفتم: سبد کالاست؟گفت: آره!گفتم:ربش کو ؟گفت: اوهو مگه ربم بود ؟گفتم: مگه نگرفتی ؟؟؟هیچی ديگه یارو پیاده شد رفت دنبال رب !!!!خدایا خودت دیدی جا تنگ بود!
این مطلب تا کنون 228 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
228 بازدید
سبد کالا

از زبان یک پسر :
گفتم غم تودارم گفتا درک دوباره
گفتم که ماه من شد باشصت داداشاره
گفتم زمهرورزان رسم ادب بیاموز گفتا بیشین بینیم بااااا بدریخت بدقواره
گفتم دچارعشقم گفتا بمیر دوباره
گفتم وکیلم آیا؟ گفتا که راااانداره
گفتم که زیرپایم یک بنزکوپه دارم گفتاعجیجم عجقم آره آره آره
این مطلب تا کنون 218 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
218 بازدید

گفتم غم تو دارم

گفتم غم تو دارم گفتا گمشو کثافت گفتم که مال من شو گفتا با این قیافت؟ گفتم زمهرورزان رسم وفا بیاموز گفتا وفا رو ول کن چنده حقوق پایه ت؟! گفتم که پول ندارم اما پر از شعورم گفتا شعور نداری بی پول بی نزاکت  گفتم مگر چه کردم گفتا که خواستگاری گفتم مگر که جرم است گفتا بی مایه اری ...  
این مطلب تا کنون 40 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
40 بازدید
گفتم غم تو دارم

گفتم

ﮔﻔﺘﻢ ﻏﻢ ﺗﻮ ﺩﺍﺭﻡ ! ﮔﻔﺘﺎ ﺩﺭﮎ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ !ﮔﻔﺘﻢ ﮐﻪ ﻣﺎﻩ ﻣﻦ ﺷﻮ ﺑﺎ ﺷﺴﺖ ﺩﺍﺩ ﺍﺷﺎﺭﻩ !!!ﮔﻔﺘﻢ ﺯ ﻣﻬﺮﻭﺭﺯﺍﻥ،ﺭﺳﻢ ﺍﺩﺏ بیاموز ! گفتا بیشین بینیم بااااو ! ﺑﺪ ﺭﯾﺨﺖ ﺑﺪ ﻗﻮﺍﺭﻩ !!!ﮔﻔﺘﻢ ﺩﭼﺎﺭ ﻋﺸﻘﻢ ! ﮔﻔﺘﺎ ﺑﻪ ﺗﺨﻢ ﻣﺮﻏﻢ !!!ﮔﻔﺘﻢ ﻭﮐﯿﻠﻢ ﺁﯾﺎ؟ ﮔﻔﺘﺎ ﮐﻪ ﺭﺍﺍﺍﺍ ﻧﺪﺍﺭﻩ !ﮔﻔﺘﻢ ﮐﻪ ﺯﯾﺮ ﭘﺎﯾﻢ، ﯾﮏ ﺑﻨﺰ ﮐﻮﭘﻪ ﺩﺍﺭﻡ! ﮔﻔﺘﺎ ﻋﺠﯿﺠﻢ ! ﻋﺠﻘﻢ ! ﺁﺭﻩ ! ﺁﺭﻩ ! ﺁﺭﻩ ! ...
این مطلب تا کنون 146 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
146 بازدید
گفتم

شعر طنز عشق Jokes Love

شعر طنز عشق Jokes Love
گفتم غم تو دارم
دادم نشان زبانی
گفتم چرا چنینی؟!
گفتا مگر ندانی؟
پرسیدمش مگر چیست؟
گفتا ز عاشقان نیست!
گفتم ولی تو عشقی!
گفتا بده بمن بیست
خندید و رو نهان کرد
گفتم مده عذابم
گفتا تو خود عذابی!
گفتم بیا بخوابم
گفتا به نیشخندی
بینی مرا بخوابی !
گفتم اسیر عشقم
گفتا پی جوابی؟!
گفتم سزایم این نیست
گفتا جهان چنین است
گفتم تو بی وفایی !
گفتا دل تو بشکست؟
گفتم نمانده قلبی
گفتا مگر جز این بود؟
گفتم تو دل شکستی
گفتا غمت همین بود !
ای داد از
این مطلب تا کنون 52 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
52 بازدید
شعر طنز عشق Jokes Love

گفتي

گفتی :مگر من کیستم؟گفتم : تو؟ دنیای منی
گفتی : به جز این چیستم؟ گفتم: تو رویای منی
گفتی: به امید م نباش ، من یک شب دلخسته ام
گفتم : نمیدانی مگر امید فردای منی ؟
گفتی: دل من زخمی این روزهای شب زده است
گفتم : تو اما مرهم این قلب تنهای منی
گفتی: چه فرقی میکند باشم کنارت یا که نه؟
گفتم : نمیدانی مگر امروز و فردای منی؟
گفتی: که مجنون می شوی از بودنت با من ، برو
گفتم:که مجنون بوده ام از وقتی لیلای من
یک کوچه لبریز غزل ، ما هر دو درگیر سوال
گفتی : مگر من کیس
این مطلب تا کنون 51 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
51 بازدید
گفتي

یادداشت ۳۴

بابا صدام کرد گفت می‌آی بریم خونه آق‌دایی؟ گفتم نه. گفت چرا؟ گفتم حسش نیست. گفت به نفعته بیای بریم. گفتم چطور؟ گفت عیدی می‌ده. گفتم از کجا معلوم. رفتن برگشتن صدام کرد گفت یه چیزیو‌ می‌دونی؟ گفتم چی؟ یه تراول از جیبش درآورد گفت تو هم می‌تونستی یکی از اینا داشته باشی. بعدم نخودی خندید.
این مطلب تا کنون 196 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
196 بازدید
یادداشت ۳۴

تنهایی

گفتم میری؟ گفت آره
گفتم منم بیام؟ گفت جایی که من دارم میرم جای ۲نفراست نه۳نفر،،،،
گفتم برمیگردی؟ فقط خندید
اشک توچشمم جمع شد سرم روانداختم پایین،،،
دستش رو گزاشت زیره چونم وسرم روبالا آورد و گفت: میری؟ گفتم:آره،،،،
گفت؟ منم بیام گفتم: جایی که من میرم جای ۱نفراست نه۲نفر،،
گفت برمیگردی؟ گفتم جایی که من میرم راه برگشتی نیست،،
 
من رفتم و اون رفت ولی اون مدتهاست که برگشته. و. بااشک چشمانش
                     خاک مزاره منو شستشو میده،،،،
این مطلب تا کنون 95 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
95 بازدید
تنهایی

چن روز پیش مخاطب خاصم بهم گفت : کی رو از همه بیشتر دوست داری؟ ؟ ؟ منم گفتم : مامانم . . . گفت : بعد از اون کی ؟ ؟ ؟ گفتم : بابام . . . گفت : بعد از بابات کی ؟ ؟ ؟ گفتم : داداشم . . . گفت : یعنی منو دوست نداری ؟ ؟ ؟ گفتم : تو پرسیدی که کی رو از همه بیشتر دوست داری نگفتی که عاشق کی هستی ؟ ؟ ؟ یه دفه ذوق کرد داشت از خوشحالی سکته می کرد و گفت : حالا عاشق کی هستی ؟ ؟ ؟ گفتم : رئال ماردید . . . نمی دونم وسه چی قهر کرد و رفت ؟ ؟ ؟ فک کنم بارسایی بود . . .
این مطلب تا کنون 51 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
51 بازدید

گفتم:خدایا از همه دلگیرم.

گفتم:خدایا از همه دلگیرم.گفت:حتی من؟گفتم:خدایا دلم را ربودند!گفت:پیش از من؟گفتم:خدایا چقدر دوری؟گفت:تو یا من؟گفتم:خدایا تنهاترینم!گفت:پس من؟گفتم:خدایا کمک خواستم.گفت:از غیر من؟گفتم:خدایا دوستت دارم.گفت:بیش از من؟گفتم:خدایا انقدر نگو من!گفت:من توام، تو من
این مطلب تا کنون 56 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
56 بازدید
گفتم:خدایا از همه دلگیرم.

یه کلام خدا تو بهترینی

زانوهامو بغل کرده بودمو نشسته بودم کنار دیوار
دیدم یه سایه افتاد روم
سرم رو آوردم بالا
نگاه کرد تو چشمام، از خجالت آب شدم
تمام صورتم عرق شرمندگی پر کرد
گفت:تنهایی
گفتم:آره
گفت:دوستات کوشن؟
گفتم: همشون گذاشتن رفتن
گفتی: تو که می گفتی بهترین هستن!
گفتم:اشتباه کردم
گفتی: منو واسه اونا تنها گذاشتی
گفتم:نه
گفتی:اگه نه،پس چرا یاد من نبودی؟
گفتم:بودم
گفتی:اگه بودی،پس چرا اسمم رو نبردی ؟
گفتم:بردم، همین الان بردم
گفتی:آره،الان که تنهایی،وقت
این مطلب تا کنون 53 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
53 بازدید
یه کلام خدا تو بهترینی

من یک وبلاگ نویسم :)))

دیروز تو جلسه کاریم دو تا سوتی کاملا دادم که الان دارم هی یادم میاد هی خوصه (غصه ) میخورم 
و خدا خیلی خیلی خیلی بهم رحم کرد که سوتی سومممم رو ندادم !!
اینو میدادم الان مرحوم میشدم :|:)
یه لحظه اومدم گفتم  من مینویسم یه لحظه  در  جواب همکاران که  گفتند چی مینویسی ؟
کجا مینویسی؟ 
خواستم بگم که من وبلاگ نویسم :))))))
که یهو و ش رو که گفتم ديگه یهو شانس آوردم ( و ) رو به زبان کردی
 چرخوندم به یه متن ديگه و خدا زبان کردی و کرد زبان را خلق کرد که از مفدار بالا
این مطلب تا کنون 38 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
38 بازدید
من یک وبلاگ نویسم :)))

ما اينيم ديگه

دیروز داشتم نذری پخش میکردمدر یه خونه رو زدمدخترهمسایمون آمد جلو درنذری رو برداشت تو چشام نگاه کردبا لبخند گفت انشاالله هر چی حاجت داری بهش برسیمنم نامردی نکردم با نگاه خاصی گفتم من فقط یه حاجت دارمدختر چشاش گرد شد، داش از حدقه بیرون میزد... گفت خوب چیه؟منم یکم مکث کردم با لبخند و پته پته گفتم: آزادی مردم مظلوم فلسطین و غزه...
آخ دختره سوختآخ حال کردم...
این مطلب تا کنون 44 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
44 بازدید
ما اينيم ديگه

تو اتوبوس نشسته بودم پیرزنه ازم پرسید
 
کجادرس میخونی؟گفتم گرگان مادرجون.گفت: کرمان؟گفتم:نه گرگان.گفت:کجای کرمان.گفتم :نه گرگانگفت:گفتی کجای کرمان؟دیدم زشته تو اتوبوس صدامو ببرم بالا گفتم:اره کرمانگفت:پس گوه میخوری هی میگی گرگان.!! ینی خدا شاهده مسافرا صندلیارو گاز میگرفتن از خنده!
این مطلب تا کنون 48 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
48 بازدید

یادداشت ۴۱

امروز دیدم بابا نشسته داره می‌خنده. پرسیدم چی شده. گفت ديگه شصت ساله‌م شد. گفتم خب؟ گفت ديگه می‌تونم بگم «من با شصت هفتاد سال سن». گفتم خب این خوبی‌ش چیه؟ گفت خوبی‌ش چیه؟ چرا خودتو به نفهمیدن می‌زنی؟ چرا منو با شصت هفتاد سال سن اذیتم می‌کنی؟ بعد نخودی خندید. منم فهمیدم که ديگه دهنم سرویسه.
 
+شکر :))
این مطلب تا کنون 113 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
113 بازدید
یادداشت ۴۱

خدایا...

گفتم:خدایا از همه دلگیرمگفت:حتی من؟گفتم:خدایا دلم را ربودند!گفت:پیش از من؟گفتم:خدایا چقدر دوری؟گفت:تو یا من؟گفتم:خدایا تنهاترینم!گفت:پس من؟گفتم:خدایا کمک خواستم.گفت:از غیر من؟گفتم:خدایا دوستت دارم.گفت:بیش از من؟گفتم:خدایا انقدر نگو من!گفت:من توام، تو من
این مطلب تا کنون 37 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
37 بازدید
خدایا...

خدا....

گفتم: خدا آخه این همه سختی؟ چرا؟گفت: «انَّ مع العسر یسرا»"قطعا به دنبال هر سختی، آسانی است.(انشراح/6)*گفتم: واقعا؟!گفت: «فإنَّ مع العسر یسرا»حتما به دنبال هر سختی، آسانی است.(انشراح/7)*گفتم: خب خسته شدم ديگه...گفت: «لاتـقـنطوا من رحمة الله»از رحمت من ناامید نشو.(زمر/53)*گفتم: انگار منو فراموش کردی!گفت:«اذکرونی اذکرکم»منو یاد کن تا یادت باشم.*گفتم: تا کی باید صبر کرد؟!گفت: « وَ ما یدریک لَعلَّ السّاعة تکون قریبا»تو چه می دانی، شاید موعدش نزدیک باشد.(ا
این مطلب تا کنون 78 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
78 بازدید
خدا....

گفتم غم تو دارم ((طنز))

گفتم غم تو دارم (طنز)گفتم غم تو دارمگفتا چشت درآید!گفتم که ماه من شوگفتا دلم نخواهد!گفتم زمهرورزان رسم وفا بیاموزگفتا زخوب رویان این کار کمتر آید!گفتم که برخیالت راه نظرببندمگفتا که درحقیقت دل ره به توندارد!گفتم که بوی زلفت گمراه عالمم کردگفتا ز سرشوی من این کارحتماً آید!گفتم خوشا هوایی کزبادصبح خیزدگفتا هوای گرمیست اَه اَه عرق درآمد!گفتم که نوش لعلت ما رابه آرزوکشتگفتا که این لب من برگونه ات نیاید!گفتم دل رحیمت کی عزم صلح داردگفتا برو به س
این مطلب تا کنون 121 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
121 بازدید
گفتم غم تو دارم ((طنز))

روزگارم خوش نیست

برا بار دوم به اتحاد باختیم ! دیروز افتتاحیه ی اون مزون بود که مانتو داشت . گفتم میای با هم بریم گفت نه . گفتم اگه بعد از ظهر باز بازی بود میرفتی گفت اره ! گفت اخه تو میگی ساعت 3 گفتم 3تا8 هست ... 
بعد از ظهر با اردولم سوردلم و اوقات تلخ میگه بریم مانتو بخریم .گفتم امسالم مثل هر سال میگذره ديگه ! به مزاج همایونیشان خوش نیومد . بعدشم گرفت نشست رو مبل که به تخمکم @
منم اشپزخونه رو جمع و جور کردم . پرده ها رو اتو زدم اون پرده قهوه ایه که اصلا ازش خوشم نمیاد ر
این مطلب تا کنون 364 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
364 بازدید
روزگارم خوش نیست

گفتم : تو شیرین منی ؛ گفتا تو فرهادی مگر ؟
گفتم : خرابت میشوم ؛ گفتا که آبادی مگر ؟
گفتم : ندادی دل به من ؛ گفتا تو جان دادی مگر ؟
گفتم : ز کویت می روم ؛ گفتا تو آزادی دگر ...
گفتم : فراموشم نکن ؛ گفتا تو در یادی مگر ؟
گفتم : که بر بادم نده ؛ گفتا که بر بادی دگر ..
این مطلب تا کنون 131 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
131 بازدید

لطف خدا

گفتم: خدایا از همه دلگیرم...
گفت:حتی از من؟
گفتم :خدایا دلم را ربودند...
گفت : پیش از من؟
گفتم :خدایا چقدر دوری...
گفت : تو یا من؟
گفتم: خدایا تنها ترینم...
گفت :پس من؟!
گفتم :خدایا کمک خواستم...
گفت :غیر از من؟
گفتم: خدایا دوستت دارم...
گفت: بیش از من؟
این مطلب تا کنون 191 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
191 بازدید
لطف خدا

دختر(خودم )

رسیدم خونه بابام یه چک زد تو گوشم گفت: اون دختر بی حجاب کی بود امروز تو خیابون باحاش راه میرفتی گفتم: کدوم دختره بابا؟؟  گفت :خودتو به اون راه نزن ، من خودم ختم روزگارم. گفتم :من امروز فقط با امید داشتیم میرفتیم لباس ببینیم. گفت: پدر سوخته اونکه دختر بود امید کدوم خریه؟ گوشیمو در آوردم عکس امیدو نشون دادم یدونه ديگه زد پس کلم گفت: این دختر نیست؟؟ گفتم :نه  گفت :پس چرا ابرو هاش شیطونیه  ؟دماغش چرا سر بالائه؟  چرا موهاش هایلایده؟ تا حالا ای
این مطلب تا کنون 119 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
119 بازدید
دختر(خودم )

خخخخ مطلب طنز - خیلی باحاله

میدونین چی از ۱۰۰تا فحش بدتره؟۲۰۰ تا فحش.!والا
------============================---------------------------------==============-----
ﮔﻔﺘﻢ: ﻣﺎﺩﺭﮔﻔﺖ: ﺟﺎﻧﻢﮔﻔﺘﻢ: ﺩﺭﺩ ﺩﺍﺭﻡﮔﻔﺖ: ﺑﻪ ﺟﺎﻧﻢﮔﻔﺘﻢ: ﮔﺮﺳﻨﻪ ﺍﻡﮔﻔﺖ: ﺑﺨﻮﺭ ﺍﺯ ﺳﻬﻢ ﻧﺎﻧﻢﮔﻔﺘﻢ: ﮐﺠﺎ ﺑﺨﻮﺍﺑﻢﮔﻔﺖ: ﺭﻭﯼ ﭼﺸﻤﺎﻧﻢﮔﻔﺘﻢ: ﻟﯿﻮﺍﻥ ﭼﺎﯼ ﺑﺮﮔﺸﺖ ﺭﻭﯼ ﻓﺮﺵ .ﮔﻔﺖ: ﺍﯼ ﺧﺪﺍ ﺫﻟﯿﻠﺖ ﮐﻨﻪ ﺑﯿﺸﻌﻮﺭ ﺍﻻﻍ، ﺑﻤﯿﺮﯼﺭﺍﺣﺖ ﺷﻢ ! :|
 منبع : http://www.girlscity1.blogfa.com/
این مطلب تا کنون 72 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
72 بازدید
خخخخ مطلب طنز - خیلی باحاله

مصاحبه

ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺼﺎﺣﺒﻪ ﺍﺳﺘﺨﺪﺍﻡ ...
ﻃﺮﻑ ﭘﺮﺳﯿﺪ :
ﻧﻤﺎﺯ ﺟﻤﻌﻪ ﻣﯿﺮﯼ ؟
ﮔﻔﺘﻢ ﺑﻠﻪ .. ﺑﻠﻪ ﻣﯿﯿﯿﯿﯿﺮﻡ !
ﭘﺮﺳﯿﺪ :
ﭘﺎﺭﺳﺎﻝ ﺭﻭﺯ ﻗﺪﺱ ﺭﺍﻫﭙﯿﻤﺎﯾﯽ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩﯼ ؟
ﮔﻔﺘﻢ ﺑﻠﻪ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩﻡ !
ﭘﺮﺳﯿﺪ :
ﮐﯿﮏ ﻭ ﺳﺎﻧﺪﯾﺲ ﻫﻢ ﺧﻮﺭﺩﯼ ! ؟
ﮔﻔﺘﻢ ﺑﻠﻪ .. ﺑﻠﻪ ﺧﻮﺭﺩﻡ !
ﮔﻔﺖ : ﺗﻮ ﻏﻠﻂ ﮐﺮﺩﯼ !! ﺭﻭﺯ ﻗﺪﺱ ﮐﻪ ﻣﺎﻩ ﺭﻣﻀﻮﻧﻪ!!
نامردا سوال انحرافی در این حد؟!!
این مطلب تا کنون 108 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
108 بازدید
مصاحبه

eshqami

Hatman bekhonid va copy konid
ازم پرسید: تا حالا عاشق شدی؟ گفتم آره.. گفت چند بار؟ گفتم یک بار.. گفت پس میدونی عشق اول هیچوقت از یاد نمیره؟ گفتم آره مطمئنم.. گفت چه جوری باهاش آشنا شدی؟ گفتم از بچگی باهاش بزرگ شدم؛ تا چشم باز کردم تا الان اونو دیدم.. گفت باهاش در ارتباطی؟؟ گفتم آره همیشه باهم ایم.. بغض کردم که گفت بهش میرسی؟؟ اشکم سرازیر شد گفتم آره.. گفت منم عاشقم خیلی میخواستمش زیبا بود ولی نرسیدیم.. گفت خوشبحاله عشقت چقد خوشبخته که تو رو داره و اینقدر عاشقشی.
این مطلب تا کنون 105 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
105 بازدید
eshqami

پشت چراغ قرمز بودم یه پسر کوچولو اومد که گل
بفروشههی گفت آقا گل بخرگفتم نمی خوام عزیزم… گفت واسه زنت بخرگفتم
زن ندارم… گفت واسه نامزدتگفتم نامزد ندارم کهگفت واسه دوست
دخترتساکت شدمگفت بخر ديگه بخرگفتم آخه واسه کی؟
گفت نمی دونم …دلم خیلی سوختازش یه گل خریدم
که خوشحال بشهولی دلم خیلی سوختواسه اون نهواسه خودم که کسی نبود که
براش گل بخرم …!
این مطلب تا کنون 34 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
34 بازدید

رفت ولی وقتی برگشت من رفته بودم

گفتم:میری؟گفت❤:آرهگفتم:منم❤ بیام؟گفت:جایی که من میرم ❤جای 2 نفره نه❤ 3 نفرگفتم:برمی گردی؟فقط خندید.❤....اشک❤ توی چشمام حلقه زدسرمو پایین❤ انداختمدستشو زیر چونم گذاشت❤ و سرمو بالا آوردگفت❤:میری؟گفتم:آرهگفت:❤منم بیام؟گفتم:جایی که من میرم جای❤ 1 نفره نه 2 نفرگفت❤:برمی گردی؟گفتم:جایی که میرم راه برگشت❤ ندارهمن رفتم❤ اونم رفتولیاون❤ مدتهاست که❤ برگشتهوبا ❤اشک چشماشخاک مزارمو❤ شستشو میده .
این مطلب تا کنون 31 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
31 بازدید
رفت ولی وقتی برگشت من رفته بودم

اسي................تنها

سخته حرفم رسیده وقت رفتن گذشت اون روزا تو حرفا بودی حرف أول
حس می كردم أخیرا حرفات با خراشه اونجا بود كه فهمیدم این قصه آخراشه
وقت رفتنه وقت دفن قلبمه و خودت می دونی تمومه الكی جو نده
حرف های تلخت هم كه نمك زخممه و تنها دلخوشیم به قلم دستمه
و باز منم و حسرت اینكه دوباره تنهام و از خدا حالا می خوام من دو بال پرواز
می دونی چند بار گفتم كه تو مال من باش؟؟؟ بگذریم ديگه زدستم در رفته شمار دردام
تو كه می دونستی من تكیه گاه محكمتم بگو با من ديگه چرا آخ
این مطلب تا کنون 47 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
47 بازدید
اسي................تنها

جدا از دیگران

* یه روز نزدیکی و روز ديگه دور، یه روز مهربونی و روز ديگه سنگدل، یه روز با من و روز ديگه بدون من، و من ... یه روز عاشقم و روز دیگر عاشق تر.* لذت داشتن یه دوست خوب توی یه دنیای بد مثه خوردن یه فنجون قهوه گرم زیر برفه، درسته که هوا رو گرم نمی کنه ولی آدم رو دلگرم می کنه.*فاصله عشق های کوچک را از بین می برد ولی... عشقهای بزرگ را قوت می بخشد مثل: باد که شمع رو خاموش می کنه ولی آتیش رو شعله ور می سازد.*ای که دور از منو در قلب منی، با خبر باش که دنیای منی، شادیت
این مطلب تا کنون 32 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
32 بازدید
جدا از دیگران

جای سوختگی رو پام بود به مامانم نشون دادم گفتم این جای چیه !؟؟؟؟گفت بچه بودی چهارشنبه سوری رفتیم خونه بابابزرگ اینا از رو اتیش پریدی گفتم اهان پس اونجا اینطوری شد گفت نه
اومدیم خونه قاشق داغ گذاشتم رو پات تا ديگه از این غلطا نکنی .....
این مطلب تا کنون 61 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
61 بازدید

***متن طنز***

ﺳﺮﻛﻼﺱ ﺍﺳﺘﺎﺩﻩ ﺑﻬﻢ ﮔﻔﺖ :
ﺷﻤﺎ ﮐﻪ ﻧﯿﺸﺖ ﺑﺎﺯﻩ ﭘﺎﺷﻮ ﺑﺮﻭ ﺗﺨﺘﻪ ﺭﻭ ﭘﺎﮎ
ﮐﻦ ,
ﻣﻨﻢ ﮔﻔﺘﻢ ﻧﻤﯿﺮﻡ ﺍﺳﺘﺎﺩ !!!
ﮔﻔﺖ ﯾﻌﻨﯽ ﭼﯽ ؟ ﭼﺮﺍ ﻧﻤﯿﺮﯼ ؟ ﻣﯿﮕﻢ ﭘﺎﺷﻮ
ﺗﺨﺘﻪ ﺭﻭ ﭘﺎﮎ
ﮐﻦ
ﻣﻨﻢ ﺧﯿﻠﯽ ﺟﺪﯼ ﺑﻠﻨﺪ ﺷﺪﻡ ﮔﻔﺘﻢ :
ﺩﻭﺱ ﻧﺪﺍﺭﻡ ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﻗﻬﺮﻣﺎﻥ ﮐﻼﺳﺸﻮﻥ ﺭﻭ ﺗﻮ
ﺍﯾﻦ ﺻﺤﻨﻪ
ﺑﺒﯿﻨﻦ !!!
ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﺯﺩﻥ ﺯﯾﺮ ﺧﻨﺪﻩ ....
ﺑﻌﺪ ﺍﻭﻣﺪ ﺗﻼﻓﯽ ﮐﻨﻪ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﻣﯿﺮﻓﺘﻢ ﭘﺎﯼ
ﺗﺨﺘﻪ ﮔﻔﺖ :
ﺧﻮﺷﮕﻞ ﭘﺴﺮ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻟﺒﺎﺱ ﻫﺎ ﮐﻪ ﺗ
این مطلب تا کنون 63 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
63 بازدید
***متن طنز***

درسی که مرحوم کافی به یک بی‌حجاب داد

درسی که مرحوم کافی به یک بی‌حجاب داد جهان: محمد امین غلامی‎ در یکی از شبکه های اجتماعی نوشت:
آقای کافی نقل می کردند:
داشتم میرفتم قم، ماشین نبود، ماشین های شیراز رو سوار شدیم. یه خانمی هم جلوی ما نشسته بود،اون موقع هم که روسری سرشون نمی کردن!
هی دقیقه ای یکبار موهاشو تکون می داد و سرشو تکون می داد و موهاش می خورد تو صورت من. هی بلند می شد می شست، هی سر و صدا می کرد.
می خواست یه جوری جلب توجه عمومی کنه.
برگشت، یه مرتبه نگاه کرد به منو خانمم که کنار
این مطلب تا کنون 151 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
151 بازدید
درسی که مرحوم کافی به یک بی‌حجاب داد

انتقامی از نوع دیگر

استاده ام چون شمع، مترسان ز آتشمامشب دلم خواست باز تو وبلاگم چند خط بنویسم و گفتم قبلش نوشته های قبلی رو مرور کنم. صفحه وبلاگم باز شد اما خالی از محتوا. وبلاگ من سیاسی نبود و هر وقت دلم میگرفت چند خطی با خودم درد و دل میکردم. بهمن که بازداشت شدم یکی از مطالبم که درباره خانواده شهدا بود جلوم گذاشتن و گفتن توهین. توضیح دادم اگر گفتم من ديگه خانواده شهدا نیستم چون با این وضع افتضاح باید از خانواده شهدا خجالت بکشیم. گفتم بروید کل مطالب وبلاگ را بخو
این مطلب تا کنون 34 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
34 بازدید
انتقامی از نوع دیگر

خو کن به تنهایی

بعد شاواسانا استاد یکی یکی بچه ها را با اسم کوچیک صدا می زنه و ازشون در مورد تجربه روحیشون می پرسه...
 گفتم خیلی خوب بود ولی کاش از اون باغ بیرون نمی اومدم. ..
...بیشتر می موندیم :(
استاد گفت باشه...باغهای بیشتری سر می زنیم و خندید...بر خلاف همیشه که فقط لبخند میزد.
منم کم نذاشتم و گفتم بریم کلاردشت
یا همین جایی
بهشت گم شده ای باشه
بقیه اش رو تو دلم گفتم...
خبری از موجود زنده ای هم نباشه
حس آرامش و امنیت رو به حداکثر برسونم. .. 
که از تن ها بلا خیزد
این مطلب تا کنون 249 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
249 بازدید
خو کن به تنهایی

بخند

 
این که دیگران مارا آدم حساب نکنند یک چیز است و اینکه ما خودمان را آدم حساب نکنیم یک چیز دیگر است !
محمود دولت آبادی
 
 
 
امروز داشتم میرفتم بیرون یه افسر دم خونمون بود گفت برگرد تو گفتم چرا ؟گفت :فقط برو تو ...کارتو بگو انجام بدم ..گفتم آخه چرا ؟گفت ما ديگه جا واسه دفن کسایی که خاطرخوات میشن و میمیرن رو نداریم
 
امروز دﺧﺘﺮﻩ ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﺯﻧﮓ ﺧﻮﻧﻪ ﺭﻭ ﺯﺩ و ﮔﻔﺖ : ﮐﻠﯿﺪﻧﺪﺍﺭﻡ,ﻣﯿﺘﻮﻧﻢ ﺑﯿﺎﻡ ﺗﻮ تا مادرم بیاد?? (جانا ) ولی کمی ک فک کردم, دیدم
این مطلب تا کنون 130 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
130 بازدید
بخند

دمش گررررم...

دعوامون شد...گفتم دیگ ✘نه من.✘.نه تووو..✘.گفت میخامت دیووونه..
گفتم... ولی من نمیخامت...فقط هرچی داریو بردااار و بروووووو
اومد سمتم...❤ بغلم کرد انداختم رو شونشوووو❤.... راه افتاد بره....
گفتم دیوونه..چیکار میکنی...منو بزار زمیییییین
گفت..مگه نگفتی ✔همه چیتو✔بردارو برو..منم همینکارو کردم عشقم
 ❤دم اینطور خاص ها گررررم.❤
این مطلب تا کنون 148 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
148 بازدید
دمش گررررم...

قاصدك من

یه بار كه به روستا رفته بودیم با بچه ها برای گردش به صحرا رفتیم دو تا از بچه های خواهرام هم با ما اومدن  خیلی خوش گذشت صحرا پر بود از گلهای رنگارنگ مثل گل محمدی و گلهای ديگه و قاصدهای زیبا و قشنگ  وعطر خوش اونا فضا رو پر كرده بود  بچه های خواهرم تقریبا با دوقلوهای ما همسن هستن و همش دنبال بازیگوشی و  كندن گل بودن خیلی جالب بود و به همه خوش گذشت -كلی با هم بازی كردیم و  خوراكی خوردیم و خندیدیم- آخر وقت كه  موقع اومدن بود  به بچه ها گفتم هر كی بره و
این مطلب تا کنون 158 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
158 بازدید
قاصدك من

حضور+پست الکی

با سلام
مدت نسبتا طولانی که بلاگفا غیر فعال شده بود ديگه حس سر زدن به وبلاگ رو ازم گرفت :(
2 تا وبلاگ ديگه هم داشتم که بعد از مشکلات بلاگفا ديگه راه نیفتادن! و کلاً بیخیالشون شدم!
گفتم یه پست الکی بذارم یه موقع بلاگفا این وبلاگم رو هم ازبین نبره.
این مطلب تا کنون 64 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
64 بازدید
حضور+پست الکی

بزارين زندگي كنن...

مادربزرگ،اشکش را با گوشه چارقدش پاک کردگفت:دلم می خواست عاشقی کنم،نشد،ننه اونقده دلم می خواست یه دمپختک لب رودخونه بخوریم،نشد دلم پر می کشید حاجی بگه دوست دارم،نگفت، حسرت به دلم موند،بگه عاشقتم نشد که بگه، گاهی وقتا یواشکی که کسی نبود،زیر چادر چند تا بشکن می زدم آی می چسبید دلم لک زده بود واسه یک یه قل دو قل،نون بیار کباب ببر ولی دست های حاجی قد هیکلم بود،اگه میزد حکما دو روز می خوابیدم یبار گفتم،آقا میشه فرش بندازیم رو پشت بوم شام بخوریم؟
این مطلب تا کنون 213 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
213 بازدید
بزارين زندگي كنن...

خدایا...

گفتم:خدایا از همه دلگیرم...گفت:حتی از من؟
گفتم:خدایا دلم را ربودند...گفت:پیش از من؟
گفتم:خدایا چقدر دوری...گفت:تو یا من؟
گفتم:خدایا تنهاترینم...گفت:پس من؟
گفتم:خدایا کمک خواستم...گفت:از غیر من؟
گفتم:خدایا دوستت دارم...گفت:بیش از من؟
گفتم:خدایا انقدر نگو من...گفت:دوستت دارم دوستم بدار...
این مطلب تا کنون 39 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
39 بازدید
خدایا...

مرغ

ﺭﻓﺘﻢ ﯾﻪ ﻣﺮﻍ ﻓﺮﻭﺷﯽ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﻡ ﮔﻔﺘﻢ ﯾﮑﻢ ﺳﺮﺑﻪ ﺳﺮ ﺻﺎﺣﺐ ﻣﻐﺎﺯﻩ ﺑﺰﺍﺭﻡ ﮔﻔﺘﻢ:ﺁﻗﺎ ﯾﻪ ﻣﺮﻍ ﺯﻧﺪﻩ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ شوهر نکرده ﺑﺎﺷﻪ
ﺻﺎﺣﺐ ﻣﻐﺎﺯﻩ ﺭﻓﺖ ﯾﻪ ﻣﺮﻍ ﺁﻭﺭﺩ ﯾﻪ ﭼﺸﺶ ﮐﻮﺭﺑﻮﺩ ﯾﻪ ﭘﺎ ﻧﺪﺍﺷﺖ ، ﭘﺮﺍﺷﻢ ﺭﯾﺨﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﮔﻔﺘﻢ:ﺍﺯﮐﺠﺎﻣﯿﺪﻭﻧﯽ ﺍﯾﻦ شوهر نداره ﮔﻔﺖ:ﺗﻮ ﺧﺮﻭﺱ ﺑﻮﺩﯼ ﺍﯾﻨﻮﻣﯿگرفتی
این مطلب تا کنون 69 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
69 بازدید
مرغ

روزه

سر ظهر خواب بودم زنگ در و زدن
دیدم یه دختر بچه ی کوچولو موچولو 
میگه عمو سلام:
گفتم سلام عمو
دیدم یه استکان گرفته جلوم میگه عمو میشه این یه ذره شربت و بچشی ببینی شیرینه یا نه؟؟؟؟
گفتم خوب عمو خودت چرا نمیچشی؟؟؟
گفت من روزه م
برای عروسکام دارم افطار درست میکنم
به مامانمم گفتم میگه منم روزه ام 
برو در خونه ی این همسایه رو برویی یه نره خر دارن روزه نیست 
این مطلب تا کنون 243 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
243 بازدید
روزه

شیرین

من میگویم

من می گویم

گفتم كه دوستت دارم ، گفتی كه باور نداریگفتم این كلمه را از حفظ نمی گویم از ته دلم می گویم ، گفتی دلم را نیز باور نداریسكوت تلخی كردم و از ته دلم آه كشیدم. مدتی سكوت با چشمانی خیسگونه ام خیس شد و قلبم شكسته گفتی كه تو قلبم را شكستی ، گفتم كه قلبت شكسته نشد ، احساست در هم شكستگفتی سكوت كن میخواهم گریه كنم ، من نیز سكوت كردم و با گریه تو نا آرام شدم و اشك ریختمگفتی بی خیالی از اشكهایم ،چیزی نگفتم ، و باز سكوت و یك آه تلخگفتی كاش
این مطلب تا کنون 54 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
54 بازدید
شیرین

66 #

پسره تقریبا 8-7 سالش بود دیدم تنها گوشه پیاده رو نشسته،گفتم شاید گم شده
رفتم بش گفتم داداش کوچیکه راه خونتونو گم کردی؟
گفت نه شاسکول منتظر زیدمم
بعدم یه آیفون 6 از جیبش درآورد زنگ زد دختره گفت منو نیم ساعته اینجا کاشتی خب پاشو بیا *** خانم!
هیچی ديگه تا خونه سینه خیز رفتم
#عارمین
این مطلب تا کنون 219 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
219 بازدید
66 #

اخرین اپم امیدوارم خوب باشه دوستان ...

گفتی "بخند" .... گفتم " نگاه کن"گفتی" بگو " ....گفتم "بشنو"گفتی "عاشق شو" ..... گفتم "حس کن"گفتی "ثابت کن" .... گفتم "لمس کن"گفتی "گریه کن" .... گفتم "بزن"گفتی " برو " ....گفتم ... "خدا نگهدار"ببین !همیشه حرف ، حرف تو بوده! دوستان بخاطر این مطلب منو ببخشید چون ديگه نمی تونم اپم کنم بهتون گفته بودم که می خوام برم سر بازی  این اون روز سیاه بود که ازش میترسیدم دل بعضی ها رو شکستم  تورو خدا ببخشید حلالمون کنید  اخرین اپمم بود دوستون دارم تا ابدم خواهم داشت. ببخشید بهرحال خ
این مطلب تا کنون 30 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
30 بازدید
اخرین اپم امیدوارم خوب باشه دوستان ...

فیلیپ

یكی از اساتید دانشگاه میگفت ؛در دوره تحصیلاتم در آمریكا در یك كار گروهی با یك دختر آمریكایی به نام كاترینا و همینطور فیلیپ ، كه نمیشناختمش همگروه شدم. از كاترینا پرسیدم فیلیپ رو میشناسی؟ كاترینا گفت آره، همون پسری كه موهای بلوند قشنگی داره و ردیف جلو میشینه! گفتم نمیدونم كیو میگی! گفت همون پسر خوش تیپ كه معمولا پیراهن و شلوار روشن شیكی تنش میكنه! گفتم نمیدونم منظورت كیه؟ گفت همون پسری كه كیف وكفشش همیشه ست هست باهم! بازم نفهمیدم منظورش كی بو
این مطلب تا کنون 136 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
136 بازدید
فیلیپ

خط رو خط

زنگ زده بودم خونه خواهرم خط رو خط شده بود، یهو یه آقایی جواب داد گفت بفرمایید! گفتم سلام ببخشید مثل اینکه اشتباه گرفتم! گفت نه حاج خانوم درست گرفتی! فکر کردم شوهرشه گفتم علی تویی؟ گفت با کی کار داری گفتم با زهرا! گفت حاج خانوم شمایی؟ بعد صددرصد متوجه شدم اشتباه گرفتم قطع کردم!
یهو دیدم خواهرم زنگ زده داره از خنده منفجر میشه! گفتم چیه؟ گفت هیچی مثل اینکه خط رو خط شده بود دیدم شماره شما افتاده جواب دادم دیدم یکی با صدای پیرزن میگه اااالوووو! بببب
این مطلب تا کنون 85 بار بازدید شده است.
ادامه مطلب ...  
85 بازدید
خط رو خط
صفحات ادامه نتايج:  1  2  3  4  5  6  7  8  9  10  > 

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر